واژهٔ تولیدشده
رأیدهندۀ سرگردان
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
swing voter, floating voter
واژهٔ فارسی
رأیدهندۀ سرگردان
رأیدهندۀ سرگردان معادل فارسی «swing voter, floating voter» است.
تعریف و معنی
رأیدهندهای که به جای رأی دادن به حزب به فرد رأی میدهد و رأی او میتواند نتیجۀ انتخابات را به نفع هر یک از طرفین تغییر دهد
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.