واژهٔ تولیدشده
رأیمند
17 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
voter2, qualified elector, qualified voter, legal voter
واژهٔ فارسی
رأیمند
رأیمند معادل فارسی «voter2, qualified elector, qualified voter, legal voter» است.
تعریف و معنی
فردی که واجد شرایط رأی دادن است
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.