واژهٔ تولیدشده

روان‌کاو

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی psychoanalyst, analyst
واژهٔ فارسی روان‌کاو

روان‌کاو معادل فارسی «psychoanalyst, analyst» است.

تعریف و معنی

درمانگری که آموزش‌های نظری و عملی روان‌کاوی را دیده است و از فنون روان‌کاوی در درمان اختلالات روانی بهره میبرد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها