واژهٔ تولیدشده

ریسهدار

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی fibratus
واژهٔ فارسی ریسهدار

ریسهدار معادل فارسی «fibratus» است.

تعریف و معنی

پردهای از ابر نازک دارای رشتههای مستقیم یا کموبیش نامنظم و خمیده؛ این اصطلاح عمدتاًً همراه با ابرهای پرسا و پرساپوشنی میآید

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها