واژهٔ تولیدشده

زمان‌بندی 1

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی scheduling
واژهٔ فارسی زمان‌بندی 1

زمان‌بندی 1 معادل فارسی «scheduling» است.

تعریف و معنی

فرایند تبدیل طرح کلی یک پروژه به برنامۀ زمانی برحسب منابع دردسترس و محدودیت‌های زمانی

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها