واژهٔ تولیدشده

زمان بیکارماندگی

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی idle time, waiting time, allowed time, downtime 2
واژهٔ فارسی زمان بیکارماندگی

زمان بیکارماندگی معادل فارسی «idle time, waiting time, allowed time, downtime 2» است.

تعریف و معنی

مدت‌زمانی در فرایند اجرای پروژه که در طی آن نیروی انسانی یا ماشین‌آلات کار مفید انجام نمی‌دهند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها