واژهٔ تولیدشده

زمان‌شکنی

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی crashing
واژهٔ فارسی زمان‌شکنی

زمان‌شکنی معادل فارسی «crashing» است.

تعریف و معنی

روشی برای فشرده‌سازی زمان‌بندی پروژه از راه کاهش دیرش فعالیت‌های برنامه و افزایش منابع مورداستفاده

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها