واژهٔ تولیدشده
زیستچینهشناسی
2 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
biostratigraphy
واژهٔ فارسی
زیستچینهشناسی
زیستچینهشناسی معادل فارسی «biostratigraphy» است.
تعریف و معنی
شاخهای از چینهشناسی که به توزیع فسیلها در پیشینۀ چینهشناختی و سازماندهی چینهها بهصورت واحدهایی براساس فسیلهای موجود در آنها میپردازد
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.