واژهٔ تولیدشده
سفیر مقیم
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
resident ambassador, ambassador leger, ordinary ambassador, ambassador ordinary
واژهٔ فارسی
سفیر مقیم
سفیر مقیم معادل فارسی «resident ambassador, ambassador leger, ordinary ambassador, ambassador ordinary» است.
تعریف و معنی
رئیس هیئت دیپلماتی مقیم در کشور پذیرنده
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.