واژهٔ تولیدشده

شکستگی جابه‌جا

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی displaced fracture
واژهٔ فارسی شکستگی جابه‌جا

شکستگی جابه‌جا معادل فارسی «displaced fracture» است.

تعریف و معنی

نوعی شکستگی که در آن پس از شکستگی، دو سر استخوان شکسته از هم جدا و از محل طبیعی خود دور شده باشد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها