واژهٔ تولیدشده

صفبندی

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی queueing
واژهٔ فارسی صفبندی

صفبندی معادل فارسی «queueing» است.

تعریف و معنی

فرایند ایجاد تأخیر در یک کنش تا پیدایش وضعیت مطلوب، مانند در صف قرار دادن درخواست تماس تا آزاد شدن خط

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها