واژهٔ تولیدشده

عصب‌میانجی

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی neurotransmitter
واژهٔ فارسی عصب‌میانجی

عصب‌میانجی معادل فارسی «neurotransmitter» است.

تعریف و معنی

ماده‌ای که در هنگام تحریک از پایانۀ آسه‌ای پی‌یاختۀ پیش‌همایه‌ای آزاد می‌شود و پس از عبور از شکاف همایه‌ای باعث تحریک یا مهار یاختۀ هدف می‌شود
متـ . پی‌میانجی

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها