واژهٔ تولیدشده

فازبُردار

5 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی phasor
واژهٔ فارسی فازبُردار

فازبُردار معادل فارسی «phasor» است.

تعریف و معنی

نمایش قطبی یک عدد مختلط که معمولاً کمیت‌های الکتریکی را، مانند ولتاژ و جریان و رهبندی، در حالت پایا با یک بسامد خاص نشان می‌دهد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها