واژهٔ تولیدشده
گیرماند 1
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
gird , girding, girting
واژهٔ فارسی
گیرماند 1
گیرماند 1 معادل فارسی «gird , girding, girting» است.
تعریف و معنی
وضعیت یدککشی که بهعلت عمود شدن طناب بر محور طولی امکان کژینگی یا واژگونی آن وجود دارد
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.