واژهٔ تولیدشده

مأمور غیرعامل

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی passive probe
واژهٔ فارسی مأمور غیرعامل

مأمور غیرعامل معادل فارسی «passive probe» است.

تعریف و معنی

فردی که برای مأموریت اطلاعاتی تعیین می‌شود و صرفاً وظیفة پایش و ثبت جزئیات سازمان یا مکان موردنظر را بر عهده دارد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها