واژهٔ تولیدشده

مشکل‌گشایی

6 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی problem solving
واژهٔ فارسی مشکل‌گشایی

مشکل‌گشایی معادل فارسی «problem solving» است.

تعریف و معنی

پردازش شناختی به‌منظور یافتن راه‌حل برای مشکلات مشخص، با انجام یک سلسله عملیات

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها