واژهٔ تولیدشده

باستانشناسی میدانی

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی field archaeology
واژهٔ فارسی باستانشناسی میدانی

باستانشناسی میدانی معادل فارسی «field archaeology» است.

تعریف و معنی

مطالعۀ بقایای باستانشناختی ازطریق مشاهدۀ آنچه بدون کاوش در محدودههای مشخص جغرافیایی یافت می‌شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها