واژهٔ تولیدشده

تنگ‌کنندة رگ،رگ‌تنگان

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی vasoconstrictor
واژهٔ فارسی تنگ‌کنندة رگ،رگ‌تنگان

تنگ‌کنندة رگ،رگ‌تنگان معادل فارسی «vasoconstrictor» است.

تعریف و معنی

عاملی که باعث رگ‌تنگی می‌شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها