واژهٔ تولیدشده
شکستگی جابهجا
5 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
displaced fracture
واژهٔ فارسی
شکستگی جابهجا
شکستگی جابهجا معادل فارسی «displaced fracture» است.
تعریف و معنی
نوعی شکستگی که در آن پس از شکستگی، دو سر استخوان شکسته از هم جدا و از محل طبیعی خود دور شده باشد
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.