واژهٔ تولیدشده

فروکش‌کننده

5 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی remittent
واژهٔ فارسی فروکش‌کننده

فروکش‌کننده معادل فارسی «remittent» است.

تعریف و معنی

ویژگی بیماری یا علامتی که کاهش می‌یابد یا از بین می‌رود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها