واژهٔ تولیدشده
پایشگر
5 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
monitor
واژهٔ فارسی
پایشگر
پایشگر معادل فارسی «monitor» است.
تعریف و معنی
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] دستگاهی برای پاییدن و مشاهدۀ فعالیتها در سامانۀ پردازشی بهمنظور تحلیلهای بعدی
[مهندسی مخابرات] شخص یا سامانۀ ناظر بر محیط یا صحنه یا دستگاه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.