واژهٔ تولیدشده
پراکندگی پخشیده
2 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
diffuse scattering
واژهٔ فارسی
پراکندگی پخشیده
پراکندگی پخشیده معادل فارسی «diffuse scattering» است.
تعریف و معنی
هالههایی که پیرامون بازتابهای پرشدت براگ در نقش پراش پرتوِ ایکس از بلورها ظاهر میشوند
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.