واژهٔ تولیدشده
باستانمردمگیاهشناسی
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
archaeoethnobotany, palaeoethnobotany
واژهٔ فارسی
باستانمردمگیاهشناسی
باستانمردمگیاهشناسی معادل فارسی «archaeoethnobotany, palaeoethnobotany» است.
تعریف و معنی
مطالعۀ باستانشناختی بقایای گیاهی یک محوطۀ باستانی ازنظر روابط متقابل ساکنان آن با فراوردههای گیاهی
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.