واژهٔ تولیدشده
حسگر زیستپزشکی
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
biomedical sensor
واژهٔ فارسی
حسگر زیستپزشکی
حسگر زیستپزشکی معادل فارسی «biomedical sensor» است.
تعریف و معنی
حسگری که برای پایشهای تهاجمی یا غیرتهاجمی متغیرهای کاراندامشناختی کلیدی بهمنظور تشخیص طبی و نظارت بر درمان به کار میرود
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.