واژهٔ تولیدشده

شاخه‌دار کردن

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی branching2
واژهٔ فارسی شاخه‌دار کردن

شاخه‌دار کردن معادل فارسی «branching2» است.

تعریف و معنی

فرایندی که باعث رشد یک زنجیرۀ بسپاری جدید از یک موضع فعال بر روی یک زنجیرۀ موجود در جهتی متفاوت با جهت زنجیرۀ اصلی می‌شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها