واژهٔ تولیدشده

قفل‌شکنی 1

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی break lock
واژهٔ فارسی قفل‌شکنی 1

قفل‌شکنی 1 معادل فارسی «break lock» است.

تعریف و معنی

وضعیتی که در آن حسگر یا ماسورۀ هدف‌جو (homing fuze) هدفی را که بر روی آن قفل‌گذاری شده بوده است، گم می‌کند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها