واژهٔ تولیدشده

پیکربندی

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی configuration
واژهٔ فارسی پیکربندی

پیکربندی معادل فارسی «configuration» است.

تعریف و معنی

[حملونقل هوایی] وضعیت قرارگرفتن بال و بدنه و موتورها و سطوح واپایش نسبت به یکدیگر در هواگَرد
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] مجموعۀ واحدهای سختافزاری یا برنامههای نرمافزاری خاصی که سامانۀ رایانهای را تشکیل میدهد
[شیمی] ترتیب یا نحوۀ قرار گرفتن اتم‌ها یا گروه‌ها در یک مولکول

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها