واژهٔ تولیدشده

بازدارندۀ خوردگی

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی corrosion inhibitor
واژهٔ فارسی بازدارندۀ خوردگی

بازدارندۀ خوردگی معادل فارسی «corrosion inhibitor» است.

تعریف و معنی

ماده‌ای با غلظتی خاص که به محیط خورنده اضافه می‌شود و از سرعت خوردگی می‌کاهد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها