واژهٔ تولیدشده

یکپارچگی فرهنگی

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی cultural integration
واژهٔ فارسی یکپارچگی فرهنگی

یکپارچگی فرهنگی معادل فارسی «cultural integration» است.

تعریف و معنی

انطباق و ادغام خُرده‌فرهنگ‌های گوناگون جامعه با فرهنگ غالب در آن جامعه که به یکدست شدن فرهنگ جامعه می‌انجامد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها