واژهٔ تولیدشده
بازتولید فرهنگی
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
cultural reproduction
واژهٔ فارسی
بازتولید فرهنگی
بازتولید فرهنگی معادل فارسی «cultural reproduction» است.
تعریف و معنی
بازآفرینی ارزشها یا مؤلفههای فرهنگی گذشته ازطریق فرایند جامعهپذیری
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.