واژهٔ تولیدشده

عملآورده

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی cured
واژهٔ فارسی عملآورده

عملآورده معادل فارسی «cured» است.

تعریف و معنی

ویژگی فراوردهای که با روش‌های نگهداری مواد غذایی مانند دودی کردن و خشک‌ کردن و نمک‌سود کردن و شور انداختن تولید شده باشد
متـ . عملآمده

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها