واژهٔ تولیدشده

دیر‌جوش‌خوردگی

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی delayed union
واژهٔ فارسی دیر‌جوش‌خوردگی

دیر‌جوش‌خوردگی معادل فارسی «delayed union» است.

تعریف و معنی

وضعیتی آسیب‌شناختی که در آن استخوان ‌شکسته در مدت معمول جوش نخورد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها