واژهٔ تولیدشده
بازتابگر پخشیده
1 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
diffuse reflector
واژهٔ فارسی
بازتابگر پخشیده
بازتابگر پخشیده معادل فارسی «diffuse reflector» است.
تعریف و معنی
هر سطحی که ناهمواریهایش در مقایسه با طولِموج تابش، فرودی باشد و درنتیجه پرتوهای بازتابیده از آن در جهتهای مختلف پراکنده شود
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.