واژهٔ تولیدشده
رأیگر
1 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
electioneer 1, electioneerer
واژهٔ فارسی
رأیگر
رأیگر معادل فارسی «electioneer 1, electioneerer» است.
تعریف و معنی
کسی که فعالانه به نفع یک نامزد یا حزب در انتخابات فعالیت کند
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.