واژهٔ تولیدشده
میدان الکترومغناطیسی
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
electromagnetic field
واژهٔ فارسی
میدان الکترومغناطیسی
میدان الکترومغناطیسی معادل فارسی «electromagnetic field» است.
تعریف و معنی
میدانهای نوسانی الکتریکی و مغناطیسی متعامد که بر جهت انتشارشان عمود باشند
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.