واژهٔ تولیدشده

محوشدگی

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی fading
واژهٔ فارسی محوشدگی

محوشدگی معادل فارسی «fading» است.

تعریف و معنی

افت قدرت نشانک/ سیگنال براثر تغییر شرایط انتشار

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها