واژهٔ تولیدشده

بن‌پایۀ کاشتینه

5 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی fixture of implant
واژهٔ فارسی بن‌پایۀ کاشتینه

بن‌پایۀ کاشتینه معادل فارسی «fixture of implant» است.

تعریف و معنی

بخشی از کاشتینۀ دندانی که در استخوان فک نصب می‌شود تا بعداً پایۀ کاشتینه بر روی آن جای‌گیر شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها