واژهٔ تولیدشده

شکسته

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی fractured
واژهٔ فارسی شکسته

شکسته معادل فارسی «fractured» است.

تعریف و معنی

ویژگی سنگی که دارای شکستگی است

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها