واژهٔ تولیدشده

بی‌حرکتی 2

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی freeze 1
واژهٔ فارسی بی‌حرکتی 2

بی‌حرکتی 2 معادل فارسی «freeze 1» است.

تعریف و معنی

ثابت ماندن بازیگر بر روی صحنه در مدت‌زمان معین

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها