واژهٔ تولیدشده
باریکۀ تصویربرداری
1 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
image swath/ image swathe
واژهٔ فارسی
باریکۀ تصویربرداری
باریکۀ تصویربرداری معادل فارسی «image swath/ image swathe» است.
تعریف و معنی
منطقه یا ناحیهای که در یک بازۀ زمانی با یک فرستنده پرتودهی یا با آشکارسازی که بر هواپیما یا ماهواره نصب شده است مشاهده میشود
متـ . پهنای باریکۀ تصویربرداریimage swath width
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.