واژهٔ تولیدشده

میانبرش

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی intercut, intercutting
واژهٔ فارسی میانبرش

میانبرش معادل فارسی «intercut, intercutting» است.

تعریف و معنی

قرار دادن نما یا نماهایی در مجموعۀ نماهای یک صحنه برای بسط تحولات رویداد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها