واژهٔ تولیدشده

بسامد حد

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی limiting frequency,cut-off frequency,critical frequency
واژهٔ فارسی بسامد حد

بسامد حد معادل فارسی «limiting frequency,cut-off frequency,critical frequency» است.

تعریف و معنی

بسامد شاخصی از امواج الکترومغناطیسی که امواج با بسامدهای پایین‌تر از آن را یون‌سپهر به طرف زمین برمی‌گرداند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها