واژهٔ تولیدشده
عصبمیانجی
1 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
neurotransmitter
واژهٔ فارسی
عصبمیانجی
عصبمیانجی معادل فارسی «neurotransmitter» است.
تعریف و معنی
مادهای که در هنگام تحریک از پایانۀ آسهای پییاختۀ پیشهمایهای آزاد میشود و پس از عبور از شکاف همایهای باعث تحریک یا مهار یاختۀ هدف میشود
متـ . پیمیانجی
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.