واژهٔ تولیدشده
تعریف عملیاتی
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
operational definition
واژهٔ فارسی
تعریف عملیاتی
تعریف عملیاتی معادل فارسی «operational definition» است.
تعریف و معنی
تعریف یک موضوع براساس عملیات قابلمشاهده و قابلاندازهگیری
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.