واژهٔ تولیدشده
سازماندهی
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
organizing
واژهٔ فارسی
سازماندهی
سازماندهی معادل فارسی «organizing» است.
تعریف و معنی
از وظایف اصلی مدیریت که در آن منابع انسانی و مالی و فیزیکی سازمان با نظم و ترتیب مشخصی، برای دستیابی به هدفهای برنامه، با هم ترکیب میشوند
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.