واژهٔ تولیدشده

عکس 2

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی photograph, photo
واژهٔ فارسی عکس 2

عکس 2 معادل فارسی «photograph, photo» است.

تعریف و معنی

نمایشی از اشیا که براثر تابش امواج الکترومغناطیسی بر لایۀ حساسی مثل برومور نقره حاصل شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها