واژهٔ تولیدشده
مدت پیشنشانگری
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
precursor time
واژهٔ فارسی
مدت پیشنشانگری
مدت پیشنشانگری معادل فارسی «precursor time» است.
تعریف و معنی
بازۀ زمانی از شروع یک پدیدۀ بیهنجار تا رویداد زمینلرزۀ اصلی
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.