واژهٔ تولیدشده

هماهنگکنندۀ تولید

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی production coordinator
واژهٔ فارسی هماهنگکنندۀ تولید

هماهنگکنندۀ تولید معادل فارسی «production coordinator» است.

تعریف و معنی

یکی از اعضای گروه تولید که مسئول ارتباط با محیط بیرون و تهیۀ مواد اولیه و تجهیزات مورد نیاز گروه فیلم‌برداری است

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها