واژهٔ تولیدشده

وسایل صحنه

1 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی props/ prop, properties, scenery, set props/ set prop
واژهٔ فارسی وسایل صحنه

وسایل صحنه معادل فارسی «props/ prop, properties, scenery, set props/ set prop» است.

تعریف و معنی

اثاثیه و اشیای منقول موجود در صحنه

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها