واژهٔ تولیدشده

بیدرنگ

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی real-time
واژهٔ فارسی بیدرنگ

بیدرنگ معادل فارسی «real-time» است.

تعریف و معنی

ویژگی عملیاتی در یک سامانه که در آن مجموع زمان‌های کنش و واکنش یک واحد عملیاتی جاری بزرگ‌تر از حداکثر تأخیر مجاز نباشد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها